پيوندها
نويسندگان |
خاطرات من و جناب همسر
درود ناهار براشون مرغ درست کردم..خوشمزه شد نذاشتم ظرفارو بشورن ..الان یه عالمه ظرف ناهار.دسر.میوه مونده رو دستم ای خدا کی میخواد ظرف بشوره خیلی خسته ام الان به شدت سرم درد میاد همسری ناهار نیومد خونه چون مهمون داشتم الانم تو کلاس نشسته نمیتونم براش بزنگم خدایا کمکم کن نمیدونم برا شام چی درست کنم..شاید اضافه ی غذای امروز رو شام بخوریم پاشم برم ظرفارو بشورم بعدش هم یه ذره استراحت کنم تا شام تا درودی دیگر بدرود نظرات شما عزیزان:
|
|||
![]() |